تبلیغات

سایت تخصصی و پروژه های مهندسی صنایع - درک EV

درك مفهومEV

مفهومEVبه هیچ وجه پیچیده نیست و نیاز به تعلیمات تخصصی و اساسی ندارد. درحقیقت افراد زیادی به گونه‌های مختلف از این روش در زندگی روزمره‌شان استفادهمی‌كنند و هرگز آگاه نیستند كهEVرا به كار می‌برند. برای مثال بسیاری از مهندسان هزینه كه در زمینهمدیرت پروژه فعالیت می‌كنند. برای تحلیل هزینه پروژه از مقدار پول هزینه شده تاتاریخ گزارش گیری استفاده نمی‌كنند، بلكه از هزینه‌های واقعی و هزینه‌های كار انجامشده استفاده می‌كنند. آنها رابطه‌ای بین هزینه‌های واقعی در برابر كار انجام شدهبرقرار می‌كنند. در واقع مهندسان هزینه فرم ساده‌ای ازEVرا بكار می‌برند.

EV هشدار می‌دهد كه بودجهپیش‌بینی شده برای اتمام پروژه كافی است و یا می‌بایست برای اتمام پول بیشتری صرفگردد و حتی می‌تواند محاسبه كند كه چه مقدار پول برای اتمام پروژه مورد نیاز است.در ادامه برای روشن‌تر شدن مفهومEVبه یك مثال ساده در این زمینه اشارهمی‌كنیم.

مثال:این مثال هزینه را در یك پروژه فرضینمایش می‌دهد. پیش بینی شده است كه در این پروژه مجموعاً 100 هزار دلار بودجه برایتكمیل در یك سال، نیاز دارد. مصرف بودجه این پروژه خط مستقیم است و برای هر ربعواحد زمانی (یك فصل سال) 25000 دلار برآورد شده است. كمیسیون مدیریت اجرایی از مدیرپروژه انتظار دارد تا به بودجه 100 هزار دلاری پایبند باشند و به طور پیوسته در طولسال گزارشی در مورد مصرف بودجه بدهد.

در پایان یك چهارم اولسال، مدیر پروژه برای كمیسیون مدیریت اجرایی از هزینه‌های صرف شده گزارش می‌دهد.طبق محاسبات انجام شده مشخص شد كه 22000 دلار در پایان یك چهارم اول سال هزینه شدهاست. در واقع 25000 دلار پیش‌بینی می‌شد ولی هزینه واقعی 22000 دلار بوده است. آیامدیر پروژه با وجود این شرایط می‌تواند بگوید كه 3000 دلار هزینه كمتر مصرف شدهاست؟ مسلماً نمی‌توان بر اساس این آمار چگونگی مصرف بودجه را تخمینزد.

لازم است بدانیم پروژه ازلحاظ فیزیكی چه مقدار پیشرفت داشته است و این معیار در تحلیل‌ها می‌بایست مورداستفاده قرار گیرد. چون ممكن است با صرف هزینه 22 هزار دلار پیشرفت پروژه بیشتر یاكمتر از 25 درصد (تا یك چهارم سال) باشد. به همین دلیل به معیار سومی نیاز داریم كهدر شكل نمایش داده شده است :

4

3

2

1

Season

 

 

 

25000دلار

BCWS

 

 

 

۲۲۰۰۰ دلار

ACWP

 

 

 

۲۰۰۰۰ دلار

BCWP

این معیار سوم همانEarnedValueیا ارزش بدست آمده نام دارد،EVهزینه كار انجام شده می‌باشد كه برای این پروژه تا پایان یك چهارماول سال 20 هزار دلار است. با استفاده از معیار سوم بسرعت می‌توانید تشخیص دهید كهبودجه عقب‌تر از برنامه است، یا جلوتر؟

اختلاف بودجه 25 هزاردلار پیش‌بینی شده و 20 هزار دلاری كه هزینه كار انجام شده است، بیانگر این است كه5000 دلار از كار عقب هستیم. اما این مقدار به اندازه رابطه بین هزینه واقعی وهزینه كار انجام شده مهم نمی‌باشد. مغایرت 5000 دلاری نشان دهنده عقب ماندگی زماناست و نه عقب ماندگی هزینه‌ای.

همانطور كه در شكل نیزنمایش داده شده است،‌ هزینه‌ واقعی 22 هزار دلار است كه از مقدار هزینه كار انجامشده كه 20 هزار دلار می‌باشد، بیشتر است. بنابراین می‌توان گفت كه در پروژه 22 هزاردلار هزینه واقعی برای به دست آوردن فقط 20 هزار دلار ارزش كار(EV)صرف شده است. این اختلاف وضعیت منفی را نشانمی‌دهد با استفاده از این مقادیر می‌توان با دقت نسبتاً خوبی برنامه زمانی وهزینه‌ای كل پروژه را پیش‌بینی كرد.

همانطور كه در شكل نیزنشان داده شده است،EVسه بعد دارد و از روی این سه بعد می‌توان تحلیلهای مختلفی را درمورد هزینه پروژه انجام داد. این سه بعد عبارتند از:

·  BCWS (هزینه پیش بینی شده)        Badgeted cost for work scheduled  

·BCWS   (هزینه كار انجامشده)            Budgeted cost for workperformed

·ACWP  (هزینه واقعی صرفشده)          Actual cost for workperformed

برای مثالی كه به آناشاره شد در پایان یك چهارم اول سال مقادیر زیر بدست می‌آید:


BCWP = 20000, ACWP = 22000,BCWS = 25000


اما می‌بایست از مقادیر فوق جهت انجامتحلیلهای مناسب استفاده كرد كه در ادامه سعی می‌كنیم شما را با آنها آشناكنیم.

همانطور كه در شكل نیزنمایش داده شده است، پروژه از نظر زمانی 5000 دلار نسبت به برنامه عقب است(BCWP-BCWS)به عبارت دیگر 80 درصد كار پروژه درطول برنامه زمانی پیش بینی شده انجام شده است. پس 20 درصد عقب‌تر از زمانبندیهستیم. از این ابزار می‌توان برای تحلیل مسیرهای بحرانی نیز استفاده كرد. برایارائه تحلیل‌های مفید مدیریتی، فاكتورهایSPIوSVرا به صورت زیر تعریف می‌كنیم:

·         اختلاف هزینه كار انجامشده و هزینه پیش بینی شده (Schedule Variance)

SV =BCWP – BCWS

·         نسبت هزینه كار انجام شدهو هزینه پیش بینی شده (Schedule Performance Index)

SPI =BCWP / BCWS

مقادیرSPIوSVرابطه بین هزینه و زمان را نشان می‌دهند و بیانگر این هستند كه باتوجه به زمانی كه از پروژه گذشته است، چه مقدار و یا چه نسبتی از هزینه مورد انتظارمصرف شده است.

از طرف دیگر ارتباط بودجهكار انجام شده(BCWP) وهزینه واقعی صرف شده(ACWP)را می‌توان مورد بررسی قرار داد. همانطور كهاشاره شد 22 هزار دلار تا پایان یك چهارم اول سال هزینه شده است. بنابراین با توجهبه اینكهBCWP= 2000 استمی‌توان نتیجه گرفت كه 22 هزار دلار برای به انجام رساندن 20 هزار دلار ارزش كاریصرف شده است. در واقع 2000 دلار هزینه اضافی صرف شده است و به عبارت دیگر از 90درصد هزینه استفاده مطلوب شده است. فاكتورهایCPIوCVرا به صورت زیر تعریف می‌كنیم :


·         اختلاف هزینه كار انجامشده و هزینه واقعی(Cost Variance)     CV = BCWP - ACWP

·         نسبت هزینه كار انجام شده و هزینهواقعیCPI =BCWP/ACWP (CostPerformance Index)

این دو مقدار در تحلیلهزینه از اهمیت فوق العاده‌ای برخوردار هستند و نتایج آن می‌تواند برای برآوردهزینه و زمان نهایی به كار رود. به مقدار منفیCVوCPIهایی كه خیلی كوچكتر از 1 هستند،می‌بایست توجه زیادی نمود، زیرا تجربه نشان داده است كه این مقادیر با پیشرفت پروژههیچگاه بهبود نمی‌یابد بلكه وضعیت آنها بدتر می‌شود.

پیش بینی هزینه‌ها وبرنامه زمانبندی اجرا با استفاده از فاكتورهای فوق

تیم مدیریت هزینه می‌تواند بابكارگیری مفاهیمEVطرح پروژه را از نظر محدودیت‌های زمانی و هزینه، كنترل و هدایتنماید. می‌توان از نمودار سه بعدیEVاستفاده نمود و در دوره‌های زمانی مختلف به آن رجوع كرد و اطلاعاتلازم را بدست آورد. اما علاوه بر اطلاعاتی كهEVبرای كنترل هزینه به ما می‌دهد، می‌توان از آن برای پیش بینی زمانیو هزینه‌ای پروژه نیز استفاده نمود.

برای پیش‌بینی آماری ازفاكتورهایCPIوSPIاستفاده می‌كنیم. هر دو شاخص برای پیش بینی زمانی و هزینه‌ای پروژهمورد استفاده قرار می‌گیرند. این پیش‌بینی‌ها را می‌توان با نظریات خوش بینانه قبلمقایسه نموده و ارزیابی كرد.

با استفاده از اینپیش‌بینی‌ها می‌توان به سوالات زیر پاسخ داد:

چه مدت طول می‌كشد تاپروژه تكمیل گردد؟

و یا چه میزان بودجه برایتكمیل مابقی پروژه نیاز است؟

سعی می‌كنیم به اینسوالات با توجه به مثال مطرح شده پاسخ دهیم.

همان طور كه در مثال مطرحشد، برای انجام پروژه، بازه زمانی یك سال و هزینه كل 100 هزار دلار در نظر گرفتهشده بود و با توجه به اینكه پروژه در پایان ربع اول زمانی خود می‌باشد، می‌خواهیممقدار بودجه و زمان لازم برای اتمام پروژه را تعیین كنیم.

از اطلاعات گذشته مقادیرزیر بدست می‌آید:

    CPI = 2000 / 22000 =0.91

      SPI = 2000 / 25000 =0.8


از مقدارCPI = 0.91 می‌توان نتیجه گرفت كه بهازای هر یك واحد هزینه 91 درصد آن به كار تبدیل شده است. بنابراین اگر بخواهیم كه1000 هزار دلار هزینه به كار تبدیل شود باید به اندازه100000/0.9=11000دلار هزینه مصرف كنیم. این تكنیك پیشبینی، شاخص قابل اعتمادی برای بدست آوردن مینیمم بودجه لازم برای تكمیل كل پروژهاست كه در بسیاری از پروژه‌ها می توان از آن استفاده كرد.

از مقدارSPI = 0.8 می‌توانبه این نتیجه رسید كه از هر یك واحد بودجه 80 درصد آن در واحد زمان مصرف می‌شود.لذا زمان كل پروژه طبق پیش بینی جدید از یك سال بیشتر خواهدشد:

1،25 = 8 /1

یعنی طبق برآورد جدید،زمان پروژه حدوداً یك سال و سه ماه طول خواهد كشید.

می‌توان از حاصلضربSPI*CPI برای محاسبه ماكزیممبودجه مورد نیاز برای تكمیل پروژه استفاده كرد. برای این منظور بودجه پیش بینی شدهكل پروژه را به مقدار این حاصلضرب تقسیم می‌كنیم به این ترتیب بودجه ماكزیمم پروژهبدست می‌آید:

100000 / (0.8 * 0.91) = 137000

بنابراین طبق پیشبینی‌های انجام شده فوق، بودجه كل پروژه بین 110 تا 137 هزار دلار تغییر می‌كند.این نتایج با ضریب اطمینان بالایی می‌تواند در پیش‌بینی‌ها مورد استفاده قرار گیرد.این مقادیر را باید با مقدار پیش‌بینی شده مدیر پروژه مقایسه كرد و آن را مورد بحثقرار داد تا ریشه‌های مغایرت مشخص گردد.




طبقه بندی: برنامه ریزی و مدیریت پروژه، 

تاریخ : پنجشنبه 21 تیر 1386 | 11:07 ق.ظ | نویسنده : رضا لطفی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.