تبلیغات

سایت تخصصی و پروژه های مهندسی صنایع - تعالی روش‌شناسی شش سیگما در بستر مدیریت كیفیت ISO9001-2000

تعالی روش‌شناسی شش سیگما در بستر مدیریت كیفیت ISO9001-2000

از: علیرضا شفیعی

گسترش فعالیت‌های اقتصادی پدیده تازه‌ای نیست؛ اما بدون شك جهانی شدن، مهمترین و بارزترین وجه تمایز اقتصادی امروز و دیروز جهان است. افزایش رقابت در سطح اقتصادی و بین‌المللی، یكی از مهمترین دستاوردهای جهانی شدن اقتصاد است.

برای مقابله با این طوفان تحول و دگرگونی‌های عظیم و تسلیم ‌نشدن در برابر این موج تهاجم رقابتی، سازمان‌ها از دیرباز در یك نقطه اشتراك داشته‌اند و آن معطوف داشتن رویكردها و تمركز تمام تلاش‌ها به سمت رسیدن به نتایج می‌باشد؛ نتایجی كه به ایجاد مزیت رقابتی منجر شود و در شاخص‌های عملكرد سازمان مؤثر و تعیین‌كننده باشد.

سرعت و كیفیت رسیدن به شاخص‌های عملكرد در دنیای رقابتی، به انتخاب روش‌های تشخیص و به كارگیری توانمند سازمان‌ها و شایستگی‌های كلیدی آنها بستگی دارد.

ایجاد سیستم‌های مدیریت كیفیت استاندارد ایزو كه روز به روز تكامل یافته و در نظام بخشیدن به سازمان‌ها نقش بسیار ارزنده‌ای ایفا نموده، مستند كردن روش‌ها و برنامه‌ها، شفاف نمودن اهداف كیفی، مشتری‌گرایی، توجه به فرایندها، دگردیسی از سازمان وظیفه‌گرا به سازمان فرایندگرا، رویكرد بهبود مستمر، استفاده از چرخه‌های بهبود PDCA و غیره، وضعیت سازمان‌ها را دگرگون و جهش‌های كیفی قابل توجهی ایجاد نموده ‌است.

دهه 1960تا80 ، روش‌شناسی TQM با تفكر خطای صفر (Zero Defect )، تأثیرات شگرفی در سازمان‌ها به جای گذاشت. اما در دهه 80 ، در فضایی كه مدیریت كیفیت با مفاهیم كلاسیك خود نمی‌توانست پاسخگوی تحولات سریع اقتصادی باشد و با این فكر كه همیشه بالاتر از هر اندیشه‌ای، اندیشة برتری وجود دارد، این تفكر دچار تغییراتی شد.

بدین ترتیب، با یك نوع مهندسی مجدد در TQM ، طرح یك روش‌شناسی (متدولوژی) جدید در نظر گرفته ‌شد كه در نهایت به ایجاد روش‌شناسی شش سیگما (Six Sigma ) منجر شد. این روش‌شناسی به جای تمركز بر فعالیت‌ها، بر نتایج و به جای تغییرات كند، بر تحولات جهشی و رسیدن توأمان به افزایش كیفیت و كاهش هزینه و كاهش خطای عملیاتی تا سطح 4/3 خطا در یك میلیون فرصت، تأكید و توجه دارد.

این مقاله ضمن معرفی روش‌شناسی شش سیگما، ارتباط و تأثیر مثبت استقرار استاندارد ایزو قبل از اجرای این روش‌شناسی را مورد تأكید قرار می‌دهد.

 

شش سیگما چیست؟

با توجه به اینكه این روش‌شناسی در كشور ما موضوع جدیدی می‌باشد، ابتدا به تشریح مختصر مفاهیم و الزامات آن می‌پردازیم.

شش سیگما یك روش‌شناسی كمی و جامع بهبود اثربخش سازمان است كه در درون خود از ساختار برنامه و ابزارهای توانمند مدیریت كیفیت برخوردار می‌باشد. هر گاه سازمانی به سطح شش سیگما برسد، این بدان معناست كه حدود 9996/99 درصد از فرصت‌ها خطا نبوده‌اند و به عبارتی دیگر، فقط 4/3 خطا در یك میلیون فرصت در سازمان وجود دارد. مفاهیم این روش‌شناسی در اواسط دهه 1980 در شركت موتورولا توسعه داده ‌شد؛ در حقیقت، این شركت به منظور ارتقای سازمان در یك فضای رقابتی، این پروژه را تعریف و به سرانجام رسانید. این شركت طی 4 سال و به رهبری گالوین، به نتایج قابل توجه‌ای در زمینه‌های مختلف دست یافت؛ از جملة این نتایج می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

1-     افزایش متوسط تولید 3/12 درصدی در سال

2-     كاهش هزینه كیفیت به میزان بیش از 84 درصد

3-     صرفه‌جویی در هزینه‌های ساخت به میزان 11 بیلیون دلار

4-     رشد مركب سالانه17 درصدی درآمدها و ذخایر مالی حاصل از فروش

5-     رشد 204 درصدی بهره‌وری نیروی كار

پس از آن، سازمان‌های دیگری موفق شدند این روش‌شناسی را پیاده‌سازی كرده و نتایج و منافع مناسبی كسب نمایند كه از مهمترین آنها می‌توان به شركت جنرال الكتریك به رهبری جك ولش اشاره كرد.

شش سیگما یك كار گروهی بر مبنای پروژه است؛ پروژه‌های شش سیگما به حل مسائل اصلی مشتریان خواهند پرداخت. رویكرد شش سیگما،  ورود به حوزه سیگماها و كاهش كلیه خطاها و رسیدن به سطح شش سیگماست. واژه سیگما، یك كلمه یونانی است كه در هر فرایند آماری به عنوان واحد سنجش پراكندگی (انحراف از معیار) نسبت به میانگین یك شاخص در یك توزیع آماری به كار می‌رود.

با توجه به اینكه جنس سازمان‌ها از جنس فرایند می‌باشد، مقصود از حذف خطاها، خطای فرایندهاست. اهداف اصلی شش سیگما كه عمدتاً از جنس منفعت و قابل هضم برای مدیران مالی و حسابداران می‌باشد، عبارتند از:

1-     افزایش سهم بازار

2-     كاهش راهبردی هزینه‌ها با رویكرد تولید ناب و مطلوب مشتری

3-     رشد سود نهایی

برای یك سازمان، خطای بیشتر به منزلة هزینه بیشتر و كیفیت پایین‌تر و در نتیجه، كاهش ارزش ایجاد شده برای مشتریان و افزایش هزینه‌های كیفیت و از دست دادن سطح رقابت است. برنامه‌های شش سیگما باید بر مبنای تجزیه و تحلیل مناسب هزینه و سود انتخاب شود. معمولاً پروژه‌های شش سیگما برای حل مسائل ساده به كار نمی‌روند و مدیریت پروژه و سیستم حسابداری و مالی سازمان بایستی بتواند منافع پروژه را قبل و در حین اجرا به دقت برآورد نماید. به عنوان یك قانون كلی، اكثر شركت‌ها انتظار دارند كه هر پروژة شش سیگما حداقل صرفه‌جویی سالیانه معادل 50 تا 100 هزار دلار به همراه داشته باشد. بسیاری از پروژه‌ها نتایج بالاتری را نشان می‌دهند.

صرفه‌جویی‌ها لزوماً به اندازه كسب و كار مورد نظر بستگی ندارد. معمولاً پروژه‌های شش سیگما در مقیاس‌های زمانی چهار تا شش ماهه تعریف و توسط BLACK BELTS راهبری می‌شوند. پروژه‌های طولانی‌مدت بایستی به پروژه‌های كوچكتر تقسیم شوند كه مزایای این پروژه‌های كوتاه‌مدت (زیر شش ماه) نیز بایستی قابل رقابت و حصول در كوتاه‌مدت باشند.




طبقه بندی: مهندسی كیفیت، 

تاریخ : پنجشنبه 14 تیر 1386 | 12:07 ب.ظ | نویسنده : رضا لطفی | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.